الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
61
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)
وَأَصْغِ لِرَجْعِ الصَّوْتِ عِنْدَ انْقِطاعِهِ * إِلَيْكَ بِأَكْنافِ الْقُصُورِ الْمَشِيدَةِ [ مثال ديگر آن كه ] به بازگشت صدايت به سوى تو بعد از قطع آن به واسطه برخورد با اطراف قصرهاى بلند گچكارى شده گوش فرا دار . أَهَلْ كانَ مَنْ ناجاكَ ثَمَّ سِواكَ أَمْ * سَمِعْتَ خِطابَاً عَنْ صِداكَ الْمُصَوِّتِ آيا كسى ديگرى بود كه صداى تو را در آن جا پاسخ گفت يا صداى خود تو است كه به سوى خودت باز مىگردد و آن را مىشنوى ؟ [ در حقيقت اين خود تو هستى كه اولًا و آخراً از خودت متأثر شدى و مؤثر و متأثر و اثر همه خودت بودى ] . وَقُلْ لِىَ مَنْ أَلْقى إِلَيْكَ عُلُومَهُ * وَقَدْ رَكَدَتْ مِنْكَ الْحَواسُّ بِغَفْوَةٍ به من بگو : چه كسى علومش را در اختيار تو قرار داد در حالى كه به واسطه خواب حواس پنجگانه تو آرام گرفته و به خواب رفته بود ؟ وَما كُنْتَ تَدْرِى قَبْلَ يَوْمِكَ ما جَرى * بِأَمْسِكَ أَوْ ما سَوْفَ يَجْرِى بِغُدْوَةٍ و تو قبل از خواب ديدن از آن چه قبلًا اتفاق افتاده و يا بعداً اتفاق خواهد افتاد مطلع نبودى . فَأَصْبَحْتَ ذا عِلْمٍ بِأَخْبارِ مَنْ مَضى * وَأَسْرارِ مَنْ يَأْتِى مُدِلًاّ بِخِبْرَةٍ و اكنون به واسطه اين رؤياى صادق از اسرار گذشته و آينده با خبرى . أَ تَحْسَبُ مَنْ جاراكَ فِى سِنَةِ الْكَرى * سِواكَ بِأَنْواعِ الْعُلُومِ الْجَلِيلَةِ آيا گمان مىكنى كسى كه در عالم خواب انواع علوم و اسرار را با تو در ميان نهاد فردى غير از تو بود ، در حالى كه هرگز اين طور نيست . وَما هِيَ إِلَّا النَّفْسُ عِنْدَ اشْتِغالِها * بِعالَمِها عَنْ مَظْهَرِ البَشَرِيَّةِ و او كسى جز نفست هنگام توجّه به عالم خودش و اعراض از تدبير بدن عنصرى و مظهر بشرى ، نبود . تَجَلَّتْ لَها بِالْغَيْبِ فِى شَكْلِ عالِمٍ * هَداها إِلى فَهْمِ الْمَعانِى الْغَرِيبَةِ